تعداد بیت کوینها؛ چرا عدد ۲۱ میلیون آن چیزی نیست که فکر میکنید
1405/06/25

عدد ۲۱ میلیون سقف صدور است، نه تعداد در دسترس
۲۱ میلیون مشهورترین عدد دنیای رمزارز است و تقریباً همیشه اشتباه خوانده میشود. این عدد میگوید در کل تاریخ این شبکه حداکثر چند بیت کوین ساخته خواهد شد؛ نمیگوید چند بیت کوین وجود دارد، و قطعاً نمیگوید چند بیت کوین میتواند به دست کسی که امروز میخرد برسد.
فاصلهٔ این دو خیلی بیشتر از چیزی است که به نظر میرسد، و چهار لایه دارد: آنچه هنوز استخراج نشده، آنچه به دلیل فنی از اول نابود شده، آنچه گم شده، و آنچه در صندوقها و خزانهٔ شرکتها خوابیده است. در ادامه هر چهار را با عدد میبینید.
تا امروز چقدر استخراج شده و چقدر مانده
این یکی را میشود دقیق حساب کرد، چون جدول پاداش از ابتدا معلوم بوده: ۲۱۰ هزار بلاک اول هرکدام ۵۰ بیت کوین، ۲۱۰ هزار بعدی هرکدام ۲۵، و همینطور نصف به نصف.
در ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، در ارتفاع بلاک ۹۶۷٬۲۶۰، مجموع بیت کوینهای صادرشده دقیقاً ۲۰٬۰۸۵٬۱۸۷ بیت کوین بود — حدود ۹۵٫۶ درصد کل. یعنی فقط حدود ۹۱۵ هزار بیت کوین باقی مانده که قرار است در بیش از یک قرن آینده توزیع شود.
این نسبت خودش یک حقیقت مهم را میگوید: ماجرای عرضهٔ بیت کوین تقریباً تمام شده است. سالانه حدود ۱۶۴ هزار بیت کوین تازه وارد گردش میشود و این عدد هر چهار سال نصف میشود. پس آنچه در آینده عرضه را تعیین میکند دیگر ماینرها نیستند؛ دارندههای فعلیاند.
حتی به ۲۱ میلیون هم نخواهیم رسید
سقف واقعی ۲۱ میلیون رند نیست، بلکه حدود ۲۰٬۹۹۹٬۹۹۹٫۹۷۶۹ بیت کوین است. دلیلش این است که پاداش بلاک برحسب ساتوشی نگهداری و با تقسیم صحیح نصف میشود، و این گرد کردنها در طول سیوسه دوره روی هم جمع میشوند.
روی این، مقداری هم به دلایل فنی از همان روز اول خارج از دسترس بوده است. پنجاه بیت کوین بلاک پیدایش — اولین بلاک شبکه — به دلیل نحوهٔ ثبتش در پایگاه دادهٔ شبکه هرگز قابل خرج کردن نبوده و نخواهد بود. علاوه بر آن، در سالهای اول دو بلاک شناسهٔ تراکنش تکراری ساختند و روی پاداش دو بلاک قدیمیتر را پاک کردند؛ صد بیت کوین همینجا نابود شد و قاعدهای به پروتکل اضافه شد تا دیگر تکرار نشود. یک ماینر هم در یک بلاک، کل پاداش ۱۲٫۵ بیت کوینی خودش را از دست داد.
این مقدارها در مقیاس بازار ناچیزند، اما نکتهٔ مهمی را ثابت میکنند: در بیت کوین راهی برای بازگرداندن سکهٔ نابودشده وجود ندارد. عرضه فقط در یک جهت حرکت میکند.
سهم ساتوشی: حدود یک میلیون بیت کوین که تکان نخورده
در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ شبکه تقریباً خالی بود و یک ماینر بخش بزرگی از بلاکها را پیدا میکرد. تحلیل الگویی که این بلاکها در دفترکل به جا گذاشتهاند، مجموعهای حدود یک میلیون و صد هزار بیت کوینی را نشان میدهد که عموماً به ساتوشی ناکاموتو نسبت داده میشود.
مهمتر از خود عدد، این است که این بیت کوینها از همان سالها تا امروز تکان نخوردهاند. نه فروخته شدند، نه جابهجا شدند، نه حتی برای آزمایش خرج شدند. از نظر بازار، این مقدار عملاً مثل نابودشده رفتار کرده است — اما برخلاف بلاک پیدایش، اینیکی از نظر فنی قابل خرج کردن است. فقط کسی خرجش نکرده.
چند بیت کوین گم شده؟ هیچکس نمیداند، و دلیلش فنی است
برآوردها از حدود یک و نیم میلیون تا حدود چهار میلیون بیت کوین متغیرند. این اختلاف دوونیم برابری نشانهٔ بیدقتی نیست؛ نشانهٔ این است که سؤال از روی بلاک چین قابل پاسخ نیست.
دلیلش را کمتر کسی مینویسد: دفترکل فقط حرکت را نشان میدهد، نه قصد را. آدرسی که دوازده سال تکان نخورده، همانقدر میتواند کیف پولی باشد که کلیدش در یک هارد دیسک دفنشده مانده، همانقدر میتواند دارندهای باشد که فقط تصمیم دارد نفروشد. هر مدلی باید جایی خط بکشد — هشت سال؟ ده سال؟ — و همین خطکشی اختیاری، همهٔ اختلاف برآوردهاست.
و گاهی همین خطکشی اشتباه از آب درمیآید: هر چند وقت یکبار کیف پولی از دههٔ ۲۰۱۰ که همه گمشده حسابش کرده بودند ناگهان جابهجا میشود. پس «گمشده» یک استنباط است، نه یک واقعیت ثبتشده روی زنجیره. بازیابی کلید خصوصی گمشده نشان میدهد این ماجرا از سمت کاربر چه شکلی دارد.
لایهٔ تازه: آنچه در صندوقها و خزانهٔ شرکتها قفل شده
تا چند سال پیش این لایه وجود نداشت، و امروز بزرگترین تغییر تاریخ بیت کوین در سمت عرضه است. در شهریور ۱۴۰۵، ردیابهای عمومی حدود ۳٫۹ میلیون بیت کوین — حدود ۱۸٫۵ درصد کل ۲۱ میلیون — را در این دستهها میشمرند: حدود ۱٫۴۶ میلیون در صندوقهای قابل معامله در بورس، حدود ۱٫۲۱ میلیون در خزانهٔ شرکتهای بورسی، حدود ۵۲۰ هزار نزد دولتها، و بقیه نزد شرکتهای خصوصی، ماینرها و پروتکلهای دیفای.
این بیت کوینها گم نشدهاند و قابل فروشاند؛ اما رفتارشان با موجودی یک صرافی فرق دارد. یک صندوق یا یک شرکت بورسی به خاطر نوسان یک هفته داراییاش را جابهجا نمیکند؛ ورود و خروجش به تقاضای سرمایهگذار و تصمیم هیئتمدیره بستگی دارد، نه به نمودار روزانه. به زبان بازار، این عرضه هست، اما عرضهٔ کند. بیت کوین یا اتریوم در خزانهٔ شرکتها همین موج را از زاویهٔ شرکتها بررسی کرده است.
پس شناوری واقعی چقدر است؟
اینجا باید مراقب بود، چون خطای رایج در همین قدم رخ میدهد: این اعداد را نمیشود ساده از هم کم کرد، چون روی هم همپوشانی دارند. مثلاً سهم منسوب به ساتوشی در بیشتر برآوردهای «گمشده» از قبل شمرده شده است؛ دو بار کم کردنش خطاست.
با رعایت این نکته، حساب تقریبی چنین میشود: از حدود ۲۰٫۱ میلیون بیت کوین صادرشده، اگر برآورد میانهٔ گمشدهها — که سهم ساتوشی را در خود دارد — را کنار بگذاریم، حدود ۱۷ میلیون میماند؛ و اگر آن حدود ۳٫۹ میلیون قفلشده در صندوقها، خزانهها و دولتها را هم کنار بگذاریم، آنچه واقعاً در گردش روزانهٔ بازار میچرخد در مرتبهٔ ۱۳ میلیون است، نه ۲۱ میلیون.
این عدد یک مرتبه است، نه یک اندازهگیری دقیق، و هر کس با فرضهای دیگر به عدد دیگری میرسد. اما جهتش بحثی ندارد: عددی که در تیترها تکرار میشود همان عددی نیست که با تقاضای امروز روبهرو میشود. و این دربارهٔ جهت قیمت حرفی نمیزند — عرضهٔ کم به خودی خود معنایی ندارد؛ طرف دیگر معادله همیشه تقاضاست. مارکت کپ چیست دقیقاً همین دام را باز کرده، و چرا بیت کوین ارزشمند است سمت تقاضا را توضیح داده است.
نتیجهٔ عملی برای خریدار ایرانی اما ساده است: وقتی داراییای اینقدر محدود است، قرار نیست یک واحد کامل بخرید. هر بیت کوین به صد میلیون ساتوشی تقسیم میشود و واحد حساب کردن همین است. قیمت لحظهای بیت کوین و خرید بیت کوین همین کسرها را نشان میدهند.
اخبار مرتبط
هاوینگ بیت کوین چه زمانی است؟ حساب کردن با بلاک، نه با تقویم
هر صفحهی فارسیای که برای هاوینگ بعدی بیت کوین یک تاریخ دقیق مینویسد، بیش از آنچه میداند ادعا کرده. هاوینگ با شمارهی بلاک تعریف میشود، نه با تقویم. در این مقاله از ارتفاع واقعی شبکه حساب میکنیم چند بلاک تا هاوینگ بعدی مانده، چرا جواب یک بازه است و نه یک روز، و چرا اثر هر هاوینگ بر عرضه از قبلی کمتر است.
توکن (Token) چیست و چه کاربردهایی دارد؟
ظهور فناوری بلاکچین و دفترکل توزیعشده (DLT) منجر به تغییر درک ما از مفهوم مالکیت و انتقال ارزش شده است. در کانون این تحول، پدیدهای به نام توکنیزهسازی (Tokenization) قرار دارد که اجازه میدهد داراییهای فیزیکی و معنوی، از املاک و مستغلات گرفته تا حقوق رأی و هویت دیجیتال، در قالب واحدهای دیجیتالی قابلبرنامهریزی نمایش داده شوند. توکنها صرفاً ابزارهای مالی برای سفتهبازی نیستند، بلکه واحدهای سازنده اینترنت ارزش (Internet of Value) محسوب میشوند که امکان انجام تراکنشهای همتابههمتا را بدون نیاز به واسطههای سنتی فراهم میکنند. این گزارش بلاگ التکس به کالبدشکافی دقیق ابعاد فنی، کاربردی و اقتصادی توکنها میپردازد و نقش آنها را در بازتعریف زیرساختهای مالی و اجتماعی آینده تحلیل میکند.
دیفای (DeFi) یا امور مالی غیرمتمرکز چیست؟
ظهور امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) بهعنوان یکی از مهمترین و رادیکالترین کاربردهای فناوری بلاکچین، صرفاً یک موج فناورانه یا ترند مقطعی نیست، بلکه نشاندهنده بازاندیشی عمیق در ساختارهای قدرت مالی، سازوکار اعتماد و نحوه توزیع نقدینگی در مقیاس جهانی است. دیفای بر پایه اصولی مانند شفافیت، غیرمتمرکز بودن و حذف واسطهها شکلگرفته و هدف آن، بازسازی خدمات سنتی بانکی بر بستر پروتکلهای باز، غیرحضانتی و بدون نیاز به مجوز است.
درحالیکه نظامهای مالی سنتی طی قرنها بر اعتماد به نهادهای مرکزی و واسطههای رسمی بنا شدهاند، دیفای با جایگزینی «اعتماد به نهاد» با «اعتماد به کد»، به دنبال ایجاد زیرساختی مالی است که در آن دسترسی به ابزارهای پیشرفته مالی، حقی عمومی و مستقل از مرزهای جغرافیایی، وضعیت اقتصادی یا جایگاه نهادی افراد باشد. این مقاله بلاگ التکس با نگاهی تحلیلی، ابعاد فنی، اقتصادی و نظارتی اکوسیستم دیفای را بررسی کرده و مسیرهای احتمالی رشد و بلوغ آن در سالهای آینده را واکاوی میکند.