استیک کردن اتریوم چیست؟
استیکینگ (Staking) فرایندی حیاتی در بلاکچینهایی است که از مکانیزم اجماع گواه اثبات سهام (Proof-of-Stake - PoS) استفاده میکنند. در هسته این فرآیند، کاربران داراییهای بومی شبکه (در مورد اتریوم، توکن اتر یا ETH) را در یک قرارداد هوشمند ویژه قفل یا سپردهگذاری میکنند تا با ایفای نقش اعتبارسنج (Validator)، در تأیید تراکنشها و افزودن بلاکهای جدید به زنجیره مشارکت داشته باشند. به طور خلاصه، امنیت شبکه و شانس انتخابشدن اعتبارسنج برای تولید بلاک جدید، به میزان کوینهای قفلشده توسط او بستگی دارد.
این مکانیزم اجماع دارای تفاوتهای ماهوی با اثبات کار (Proof-of-Work - PoW) است. درحالیکه PoW (مورداستفاده بیتکوین) نیازمند رقابت شدید ماینرها با استفاده از تجهیزات تخصصی و مصرف انرژی بسیار بالا است، PoS بهجای توان محاسباتی، بر وثیقهگذاری سرمایه تکیه دارد. این تغییر پارادایم، مزیتهای مهمی از جمله مقیاسپذیری بیشتر و کاهش شدید مصرف انرژی (به طور مثال، کاهش ۹۹.۸۴ درصدی مصرف انرژی اتریوم پس از مهاجرت به PoS) را به همراه داشته است. در این مقاله بلاگ صرافی التکس به یکی از فرایندهای جایگزین خرید اتریوم یعنی استیک کردن میپردازیم.
تحول اتریوم و نقش اعتبارسنجها
گذار اتریوم از PoW به PoS در سپتامبر ۲۰۲۲، موسوم به «بهروزرسانی مرج» (The Merge)، نقطه عطفی در تاریخ این بلاکچین بود. پس از این ارتقا، اعتبارسنجها جایگزین ماینرها شدند و استیکینگ به روش اصلی برای کسب درآمد غیرفعال و تأمین امنیت شبکه تبدیل شد.
برای تبدیلشدن به یک اعتبارسنج در شبکه اتریوم، کاربر باید حداقل ۳۲ واحد ETH را در قرارداد هوشمند مربوطه قفل کند. این ETH استیک شده بهعنوان وثیقه عمل میکند و تعهد اعتبارسنج را به شبکه نشان میدهد. در ازای رفتار صادقانه و مشارکت فعال در تأیید اعتبار تراکنشها و پیشنهاد بلاکهای جدید، اعتبارسنجها پاداشهایی بهصورت ETH دریافت میکنند. این پاداشها شامل صدور ETH جدید، کارمزد تراکنشها و ارزش قابلاستخراج حداکثری (MEV) است. در مقابل، اگر اعتبارسنجی اقدام مخرب انجام دهد یا قوانین پروتکل را نقض کند، وثیقهاش جریمه (Slashing) میشود. این فرآیند تصادفی انتخابشدن اعتبارسنجها برای ایجاد و تأیید بلاک، عنصر کلیدی برای حفظ انصاف و امنیت در مکانیزم PoS است.
ماهیت رقابت و الزامات اقتصادی
نیاز به حداقل ۳۲ ETH برای راهاندازی یک گره مستقل، به طور خودکار یک مانع سرمایهای بالا برای ورود ایجاد میکند. این وضعیت ماهیت رقابت در شبکه را از رقابت بر سر منابع فیزیکی و توان محاسباتی (مانند آنچه در PoW وجود داشت) به رقابت بر سر سرمایه و دانش عملیاتی تغییر میدهد. این مانع بالا، انگیزهای قوی برای ظهور راهحلهای استیکینگ مایع (Liquid Staking Protocols) فراهم میکند، زیرا بسیاری از سرمایهگذاران بهتنهایی به این آستانه سرمایهای دسترسی ندارند. این راهحلها به افراد اجازه میدهند با سرمایههای کوچکتر نیز مشارکت کنند، اما این آسانی دسترسی با پذیرش ریسکهای جدید، مانند ریسک قرارداد هوشمند و ریسک طرف مقابل (Counterparty Risk)، همراه است.
علاوه بر این، سیستم وثیقه ۳۲ ETH یک بازدارنده قوی اقتصادی در برابر حملات محسوب میشود. ازآنجاییکه وثیقه در صورت رفتار مخرب از بین میرود، هر تلاش برای حمله به شبکه نیازمند سوزاندن بخش قابلتوجهی از سرمایه مهاجم است. این تضمین مالی، اتریوم را در برابر اقدامات غیرصادقانه مقاوم میسازد و نقش کلیدی در حفظ امنیت طولانیمدت شبکه ایفا میکند.
انواع روشهای استیک کردن اتریوم
مشارکت در استیکینگ اتریوم را میتوان در چهار روش اصلی دستهبندی کرد که هر کدام الزامات سرمایهای، فنی، و سطوح متفاوتی از کنترل و ریسک را ارائه میدهند.
استیک کردن اتریوم بهعنوان گره مستقل (Solo Staking)
استیکینگ مستقل آرمانیترین روش برای مشارکت در اتریوم است که بیشترین کنترل و پاداش را فراهم میکند.
الزامات عملیاتی و فنی بالا
برای راهاندازی یک گره اعتبارسنج مستقل، کاربر باید حداقل ۳۲ ETH را قفل کند. علاوه بر سرمایه، الزامات فنی سختگیرانهای نیز باید رعایت شود تا اعتبارسنج بتواند وظایف خود را بهصورت ۲۴/۷ انجام دهد. این الزامات شامل داشتن یک کامپیوتر اختصاصی با حداقل ۴ هسته پردازشی، ۱۶ تا ۳۲ گیگابایت رم، و حداقل ۲ ترابایت حافظه SSD (برای ذخیره دادههای کامل بلاکچین و همگامسازی سریع) است. همچنین، اتصال پایدار، پرسرعت و با تأخیر کم به اینترنت ضروری است، زیرا هرگونه قطع ارتباط میتواند منجر به جریمهشدن و ازدسترفتن پاداشها شود.
مزایا و معایب
مزیت اصلی این روش، کنترل کامل بر فرآیند استیکینگ و حفظ کلیدهای خصوصی است که امنیت داراییها را تضمین میکند. همچنین، اعتبارسنج مستقل حداکثر پاداش ممکن را بدون کسر کارمزد برای واسطهها دریافت میکند. بااینحال، معایب اصلی شامل پیچیدگیهای فنی، نیاز به زمان و تلاش زیاد برای نگهداری و مدیریت گره، و ریسک کامل جریمهشدن در صورت نقض پروتکل است.
استیکینگ بهعنوان سرویس (Staking as a Service - SaaS)
این مدل برای افرادی که سرمایه ۳۲ ETH را دارند؛ اما فاقد دانش فنی یا منابع لازم برای مدیریت گره بهصورت ۲۴/۷ هستند، مناسب است.
در این روش، کاربر سرمایه خود (۳۲ ETH) را به یک ارائهدهنده تخصصی سرویس (مانند Stakefish یا Ethpool) واگذار میکند تا آنها مدیریت فنی و نگهداری زیرساخت گره اعتبارسنج را بر عهده بگیرند. مهمترین ویژگی امنیتی SaaS این است که معمولاً کلید برداشت (Withdrawal Key) همچنان در اختیار خود کاربر باقی میماند. این بدان معناست که اگرچه مدیریت عملیاتی به شخص ثالث واگذار شده است، اما ارائهدهنده سرویس نمیتواند سرمایه قفل شده کاربر را خارج کند و این امر ریسک حضانت را نسبت به صرافیهای متمرکز کاهش میدهد. ارائهدهندگان در ازای این خدمات، درصدی از پاداشهای کسب شده (بهعنوانمثال، ۱۰٪) را بهعنوان کارمزد کسر میکنند.
استیک کردن اتریوم در استخرهای سهامگذاری (Pooled Staking)
استخرهای سهامگذاری و بهویژه استیکینگ مایع (Liquid Staking) پرطرفدارترین گزینه برای دموکراتیزهکردن دسترسی به استیکینگ اتریوم هستند، زیرا نیاز به سرمایه اولیه بالا (۳۲ ETH) را از بین میبرند.
استیکینگ مایع و توکنهای نمایندگی (LSTs)
در مدل استیکینگ مایع، پروتکلهای غیرمتمرکز مانند لیدو (Lido) یا راکت پول (Rocket Pool)، سرمایههای کوچک ETH را از تعداد زیادی کاربر جمعآوری کرده و آنها را تجمیع میکنند تا گرههای ۳۲ ETH موردنیاز را راهاندازی کنند.
در عوض سپردهگذاری، کاربران یک توکن نمایندگی استیک شده (Liquid Staking Token - LST) دریافت میکنند. بهعنوانمثال، در لیدو، کاربران $stETH (یا $wstETH) و در راکت پول، $rETH دریافت میکنند. این LSTها قابلیت نقدشوندگی سرمایه قفل شده را فراهم میکنند، زیرا توکنهای سازگار با ERC-20 بوده و میتوانند آزادانه در بازارهای ثانویه (صرافیهای متمرکز یا غیرمتمرکز) معامله شوند. پاداشهای استیکینگ بهمرورزمان در قالب افزایش موجودی توکن (مانند $stETH) یا افزایش ارزش توکن نسبت به ETH (مانند $rETH) به دارنده LST منتقل میشود.
اما این نقدشوندگی با ریسکهایی همراه است. استیکینگ مایع یک لایه از پیچیدگی مالی و ریسک قرارداد هوشمند را به فرآیند اضافه میکند. در صورت بروز آسیبپذیری در کد پروتکل یا کاهش اعتماد بازار، ممکن است LST ارزش خود را نسبت به ETH از دست بدهد (ریسک Depeg)؛ بنابراین، مشارکت در استیکینگ مایع، صرفاً یک فرآیند استیکینگ نیست، بلکه مدیریت یک دارایی در حوزه دیفای (DeFi) محسوب میشود.
استیک کردن اتریوم در صرافیهای متمرکز (CEX)
صرافیهای متمرکز (مانند Coinbase یا Kraken) سادهترین و دردسترسترین روش برای استیکینگ اتریوم هستند. کاربر میتواند بلافاصله پس از خرید ETH، آن را تنها با چند کلیک استیک کند.
بااینحال، این سهولت با یک ریسک سیستمی بزرگ همراه است: ریسک حضانت (Custody Risk). هنگامی که دارایی در صرافی متمرکز استیک میشود، کاربر کنترل کلیدهای خصوصی خود را از دست میدهد (اصل "Not your keys, not your coins!"). این امر داراییها را در معرض خطر هک صرافی، اقدامات قانونی، یا ورشکستگی صرافی قرار میدهد. علاوه بر این، صرافیهای متمرکز معمولاً کمترین نرخ بازده سالانه (APY) را ارائه میدهند (حدود ۳ تا ۵ درصد)، زیرا بخش قابلتوجهی از پاداشها را بهعنوان کارمزد پنهان یا صریح کسر میکنند.
دوقطبی شدن اکوسیستم استیکینگ
باتوجهبه الزامات سختگیرانه گره مستقل، اکثر سرمایهگذاران اتریوم به استفاده از واسطهها روی آوردهاند. این امر منجر به یک دوقطبی شدن قابلمشاهده در شبکه شده است. در یک طرف، اقلیتی از اعتبارسنجهای مستقل و متعهد به آرمانهای تمرکززدایی قرار دارند؛ و در طرف دیگر، اکثریت بزرگی که به دلیل محدودیتهای مالی یا فنی، به صرافیهای متمرکز یا استخرهای بزرگ غیرمتمرکز تکیه میکنند. این تمرکز سرمایه در تعداد معدودی از نهادها، بهویژه سلطه پروتکلهایی مانند لیدو (Lido)، تهدیدی جدی برای مفهوم «خنثی بودن معتبر» (Credible Neutrality) اتریوم محسوب میشود و نگرانیهایی را در مورد احتمال سانسور یا متمرکزشدن قدرت رأیگیری در شبکه به وجود آورده است.
ساختار اقتصاد استیکینگ اتریوم: پاداشها و جریمهها
پاداشهای یک اعتبارسنج در اتریوم از سه منبع مجزا نشئت میگیرد که ترکیب آنها نرخ بازدهی سالانه (APR) را تعیین میکند.
پاداشهای لایه اجماع (Issuance Rewards)
این پاداشها بهعنوان انگیزه اصلی برای قفلکردن ETH و حفظ امنیت لایه اجماع (Consensus Layer) صادر میشوند. نرخ بازدهی این پاداشها ثابت نیست و رابطه معکوس با میزان کلاتر استیک شده در شبکه دارد. بهعبارتدیگر، هرچه تعداد اعتبارسنجهای فعال و میزان ETH استیک شده بیشتر باشد، ETH تازه صادرشده بین تعداد بیشتری از اعتبارسنجها توزیع میشود که منجر به کاهش نرخ درصد بازده سالانه برای هر اعتبارسنج (APR) خواهد شد.
کارمزدهای لایه اجرا و MEV (Execution Layer Rewards)
علاوه بر پاداش صدور، اعتبارسنجها پاداشهایی را نیز از لایه اجرا (Execution Layer) دریافت میکنند که شامل کارمزدهای اولویت (Priority Fees) و حداکثر ارزش قابلاستخراج (MEV) است.
۱. کارمزدهای اولویت (Priority Fees): در ساختار کارمزدهای EIP-1559 اتریوم، کارمزد پایه (Base Fee) سوزانده میشود و به اعتبارسنج نمیرسد. بااینحال، کاربران میتوانند برای تسریع تراکنش خود، یک کارمزد اولویت اضافی (Tip) به پیشنهاددهنده بلاک (Block Proposer) پرداخت کنند. این کارمزدهای اولویت، مستقیماً به اعتبارسنج تعلق میگیرد و او را تشویق میکند تا تراکنشهای باارزش بالاتر را در بلاک بگنجاند.
۲. حداکثر ارزش قابلاستخراج (MEV): MEV به سودی اطلاق میشود که اعتبارسنجها، ماینرها (پیش از مرج)، یا جستجوگران میتوانند با گنجاندن، حذف، یا تغییر ترتیب تراکنشها در یک بلاک کسب کنند. این ارزش اضافی معمولاً از فعالیتهای مالی درون زنجیرهای مانند آربیتراژ بین صرافیهای غیرمتمرکز (DEX arbitrage)، لیکوئید کردن وثیقهها، یا استراتژیهای پیچیدهتری مانند فرانت رانینگ (Front Running) به دست میآید. پاداشهای MEV و کارمزدهای اولویت، اگرچه به طور میانگین حدود ۲۰٪ از کل پاداش استیکینگ را تشکیل میدهند، اما بهشدت نوسان پذیر هستند و در دورههای فعالیت بالای شبکه یا نوسانات قیمتی، میتوانند منجر به بازدهیهای بسیار بزرگ (Jackpot) شوند.
تخصصیشدن استخراج MEV
نوسانات بالای MEV و تخصصی بودن استخراج آن، یک چالش اقتصادی برای تمرکززدایی ایجاد کرده است. برای بهینهسازی استخراج MEV و کسب حداکثر پاداشهای لایه اجرا، نیاز به زیرساختها و الگوریتمهای پیچیدهای است که معمولاً در اختیار اپراتورهای بزرگ و حرفهای قرار دارد. این مزیت مقیاس در استخراج MEV، منجر به نابرابری در نرخ بازدهی واقعی (Effective APR) بین اپراتورهای کوچک (Solo Stakers) و استخرهای بزرگ و حرفهای میشود و روند طبیعی تمرکز اقتصادی را در شبکه تقویت میکند.
مکانیسم جریمه و تنبیه اعتبارسنجها (Slashing)
اسلشینگ یک مکانیسم امنیتی اجباری است که برای تنبیه اعتبارسنجهایی که از قوانین پروتکل سرپیچی میکنند یا رفتاری مخرب دارند، طراحی شده است. هدف از این جریمه، حفظ یکپارچگی و امنیت بلاکچین است.
تخلفات منجر به اسلشینگ
برخلاف جریمههای کوچکتر که برای آفلاین بودن یا عدم مشارکت فعال اعمال میشود (که منجر به کاهش تدریجی پاداش میشود)، اسلشینگ برای نقض قوانین جدی پروتکل صورت میگیرد. این تخلفات شامل موارد زیر است:
- دو امضاکردن (Double Signing): امضای دو بلاک یا گواهی متفاوت برای یک اسلات/دوره زمانی یکسان. این نشاندهنده تلاش برای بازنویسی تاریخچه زنجیره و تقلب است.
- تخلف در گواهیدادن: امضای گواهیهایی که با سایر گواهیها در شبکه تناقض دارند (مانند امضای گواهی که گواهی دیگری را "احاطه" میکند).
ساختار جریمه و امنیت سیستمی
اعتبارسنجهای جریمهشده (Slashed) بلافاصله از زنجیره بیکن (Beacon Chain) حذف میشوند. حداقل جریمه برای اسلشینگ در اتریوم ۱ ETH در نظر گرفته شده است.
نکته حیاتی در طراحی اسلشینگ اتریوم، وجود جریمههای همبسته (Correlated Penalties) است. این بدان معناست که میزان جریمه بهشدت رویداد بستگی دارد: اگر تعداد زیادی از اعتبارسنجها در یک بازه زمانی کوتاه (به دلیل یک خطای مشترک یا حمله متمرکز) اسلش شوند، مجازات برای هر یک از آنها بسیار شدیدتر خواهد بود. این مکانیسم بهصورت هوشمند، شبکه را در برابر شکستهای متمرکز محافظت میکند. اگر بخش عمدهای از اتر استیک شده توسط یک پروتکل بزرگ (مانند لیدو) اداره شود و این پروتکل به دلیل یک باگ نرمافزاری دچار خطا شود، جریمه مالی حاصل میتواند فاجعهبار باشد؛ بنابراین، جریمههای همبسته، اپراتورها را به سمت استفاده از زیرساختهای متنوع و مستقل (Diversity and Operational Independence) سوق میدهند که بهصورت ساختاری، امنیت و تمرکززدایی شبکه را تقویت میکند.
عواملی که باید در هنگام انتخاب یک روش استیکینگ در نظر گرفت
انتخاب روش مناسب برای استیکینگ اتریوم یک تصمیم پیچیده است که باید با ارزیابی دقیق ریسکهای مالی، عملیاتی، و ساختاری شبکه همراه باشد.
الزامات سرمایه، دانش فنی و هزینهها
۱. سرمایه اولیه و آستانه ورود: مهمترین عامل، میزان اتر در دسترس است. اگر سرمایه به ۳۲ ETH برسد، استیکینگ مستقل یا SaaS به دلیل بازدهی بالاتر و کنترل بیشتر، گزینههای اصلی هستند. اگر سرمایه کمتر باشد، تنها گزینههای ممکن، استخرهای سهامگذاری (مانند Lido یا Rocket Pool) یا صرافیهای متمرکز هستند.
۲. سطح دانش فنی: راهاندازی و مدیریت یک گره مستقل نیازمند دانش فنی عمیق در زمینه بلاکچین، مدیریت سیستمهای لینوکس و نظارت ۲۴/۷ بر سختافزار است. کاربرانی که فاقد این دانش هستند، باید روشهایی با برونسپاری فنی (مانند SaaS یا استخرهای مایع) را انتخاب کنند.
۳. کارمزدها: استیکینگ مستقل تنها متحمل هزینههای سختافزاری و انرژی است، اما سایر روشها کارمزدی را برای خدمات خود کسر میکنند. این کارمزدها (Commission) بهصورت درصدی از پاداشها کسر میشوند و بر بازده خالص سرمایهگذار تأثیر میگذارند. صرافیهای متمرکز معمولاً بالاترین کسر را بهصورت ضمنی دارند.
مدیریت ریسک و امنیت داراییها
ریسکهای استیکینگ اتریوم را میتوان در سه دسته کلیدی تقسیم کرد:
۱. ریسک حضانت و کنترل کلیدها (Key Management): این عامل تعیینکننده امنیت اصلی دارایی است. در صرافیهای متمرکز، ریسک حضانت ۱۰۰٪ است، به این معنی که کاربر هیچ کنترلی بر داراییهای خود ندارد. در گرههای مستقل و برخی سرویسهای SaaS، با استفاده از کیف پولهای سختافزاری و حفظ کلید برداشت، سطح کنترل و امنیت به حداکثر میرسد.
۲. ریسک نقدشوندگی (Illiquidity): در روشهای مستقل و SaaS، اتر برای یک دوره نسبتاً طولانی قفل میشود و قابلیت نقدشوندگی سرمایه وجود ندارد. این امر توانایی واکنش سریع به نوسانات بازار را محدود میکند. استیکینگ مایع این مشکل را با صدور توکنهای LST حل میکند.
۳. ریسکهای پروتکلی (Slashing و قرارداد هوشمند):
ریسک اسلشینگ عملیاتی: در استیکینگ مستقل، ریسک اسلشینگ کامل بر عهده کاربر است.
ریسک قرارداد هوشمند: در استخرهای مایع، خطر وجود باگ یا آسیبپذیری در کد قرارداد هوشمند پروتکل غیرمتمرکز وجود دارد که میتواند منجر به ازدسترفتن سرمایه شود.
ریسک تمرکززدایی و انتخاب پلتفرم (تحلیل موردی لیدو)
تمرکززدایی مهمترین دغدغه ساختاری در اکوسیستم اتریوم است. این مسئله بهویژه با ظهور و سلطه پروتکلهای استیکینگ مایع تشدید شده است.
سلطه لیدو و ریسکهای ساختاری
لیدو فایننس (Lido Finance) به دلیل سهولت استفاده و نقدشوندگی توکن stETH، به بزرگترین ارائهدهنده خدمات استیکینگ مایع تبدیل شده است و سهم آن از کلاتر استیک شده به حدود ۳۲٪ میرسد. این سطح از تمرکز باعث نگرانیهای جدی در میان توسعهدهندگان اتریوم شده است، زیرا نزدیکشدن یک نهاد واحد به آستانه یکسوم (که در پروتکلهای PoS اهمیت حیاتی دارد)، ریسک سانسور تراکنشها و کاهش مقاومت شبکه در برابر نفوذ را افزایش میدهد. از این منظر، انتخاب روش استیکینگ از یک تصمیم صرفاً اقتصادی به یک تصمیم مرتبط با حفظ سلامت بلندمدت شبکه اتریوم تبدیل میشود.
مقایسه مدلهای تمرکززدایی
سرمایهگذاران متعهد به تمرکززدایی باید به ساختار عملیاتی پروتکلها توجه کنند:
- لیدو: از تعداد محدودی اپراتور نود با مجوز (حدود ۳۰ اپراتور) استفاده میکند که توسط DAO (سازمان خودمختار غیرمتمرکز) لیدو تأیید شدهاند.
- راکت پول (Rocket Pool): یک رویکرد غیرمتمرکزتر را در پیش گرفته است. این پروتکل به هر کسی اجازه میدهد تا بهصورت بدون مجوز (Permissionless) و با قفلکردن تنها ۱۶ ETH (بهعلاوه وثیقه RPL) یک «مینی پول» راهاندازی کند. این مدل تعداد اپراتورهای مستقل را بهشدت افزایش داده (بیش از ۳,۰۰۰ اپراتور) و به تمرکززدایی شبکه کمک بیشتری میکند.
نتیجهگیری و توصیههای تخصصی
استیکینگ اتریوم پس از «مرج»، یک تحول بنیادین را در اقتصاد بلاکچین ایجاد کرده است، بهطوریکه تمرکز امنیت شبکه از انرژی و سختافزار به سرمایه اقتصادی تغییریافته است. این فرآیند فرصت کسب درآمد غیرفعال را فراهم میکند، اما با مجموعهای از ریسکهای فنی، حضانتی و ساختاری همراه است.
نتیجهگیریهای کلیدی:
۱. تبدیل نقدشوندگی به ریسک: استیکینگ مایع، اگرچه مشکل نقدشوندگی سرمایه قفلشده را حل میکند، اما این مزیت با پذیرش ریسکهای جدیدی مانند ریسک قرارداد هوشمند و خطر نوسان ارزش LST (Depeg Risk) به دست میآید. سرمایهگذاران باید درک کنند که انتخاب LSTs به معنای ورود به اکوسیستم دیفای و پذیرش لایهای اضافی از ریسکهای فناورانه است.
۲. تمرکززدایی در خطر اقتصادی: وجود پاداشهای پرنوسان MEV و مزایای مقیاس در استخراج آن، به طور طبیعی اپراتورهای بزرگ و حرفهای را ثروتمندتر میکند و بازدهی عملیاتی آنها را افزایش میدهد. این امر موجب تقویت تمرکز اقتصادی در شبکه شده است که تهدیدی جدی برای آرمانهای تمرکززدایی اتریوم به شمار میرود. سلطه بیش از ۳۰ درصدی لیدو، این نگرانیها را در مورد تمرکز قدرت و آسیبپذیری در برابر سانسور تشدید کرده است.
۳. انتخاب بهمثابه یک تصمیم ارزشی: برای سرمایهگذارانی که به تمرکززدایی شبکه اهمیت میدهند، انتخاب روش استیکینگ دیگر صرفاً بر اساس حداکثر بازده مالی (APR) نیست، بلکه شامل ارزیابی کمک آن روش بهسلامت و مقاومت بلندمدت شبکه است.
استفاده از صرافیهای متمرکز (CEX) برای استیکینگ، اگرچه ساده است، اما به دلیل ریسک کامل حضانت، تنها در صورتی توصیه میشود که کاربر هیچ جایگزین دیگری برای مدیریت سرمایه خود نداشته باشد. در غیر این صورت، انتقال کنترل کلیدهای خصوصی، امنیت داراییها را در معرض مخاطرات غیرقابلقبول قرار میدهد. تلاشهای آتی در اکوسیستم اتریوم باید بر توسعه فناوریهای مانند DVT (Distributed Validator Technology) متمرکز شود تا الزامات فنی مدیریت گره کاهشیافته و امنیت گرههای کوچک افزایش یابد و از روند طبیعی متمرکزشدن اقتصادی ناشی از MEV مقابله شود.